تبليغاتX
جان شیفته
نقل از سایت اینترنتی شفاف
عصرایران- فاطمه حقیقت جو، نماینده اصلاح طلب مجلس ششم اخیرا در یکی از برنامه های شبکه ماهواره ای bbc فارسی شرکت کرده و به تبیین مواضع خود علیه جمهوری اسلامی پرداخته و تصریح داشته است که بهتر است در ایران یک حکومت غیردینی داشته باشیم.
بدیهی است که ابراز چنین مواضعی از سوی کسی که سابق بر این نماینده پارلمان جمهوری اسلامی بوده است، واکنش هایی به دنبال داشته باشد که موضوع بحث ما، نقد و بررسی این سخنان نیست چه آنکه عقاید وی، طبیعتا موافقان و مخالفانی دارد و در مجال و مقال دیگری شاید بدان پرداخته شود.
آنچه انگیزه این نوشتار شد، انتشار گسترده اخباری در برخی رسانه های اصولگرا درباره وضعیت پوشش حقیقت جو در آن برنامه تلویزیونی بوده است. این مساله، البته به چند وبلاگ یا سایت گمنام محدود نماند و حتی روزنامه دولتی ایران نیز با این تیتر به پوشش خبری حضور حقیقت جو در برنامه تلویزیونی bbc پرداخت: "دفاع بدون "حجاب" عضو حزب مشارکت از سکولاریسم!"
اما وجه مشترک همه این خبرها این بود که در هیچ کدام از آنها، تصویری از حقیقت جوی بی حجاب، منتشر نشده بود و بدین ترتیب خوانندگان ساده دل این رسانه ها قاعدتا دچار این تصور بوده اند که آنقدر وضعیت حجاب این زن نابهنجار و به قول همان رسانه ها "زننده" بوده که امکان انتشار تصویرش وجود نداشته است!
اما واقعیت چه بود؟ البته کسانی که به ماهواره دسترسی دارند - و تعدادشان هم میلیونی است- به چشم خود دیده اند که حجاب حقیقت جو در آن برنامه چگونه بود و حتی رنگ روسری اش را نیز که با آن دارای یک حجاب متعارف بوده و البته رسانه های اصولگرا، راست نوشته بود که او چادر سر نکرده بود.
تا بدین جای آنچه مطرح شد، صرفا صورت مساله بود که به طور خلاصه این است: حقیقت جو، حرف هایی گفته که به مذاق اصولگرایان خوش نیامده و بعضی از آنها، در واکنش به این امر، در رسانه هایشان این شایعه را دامن زده اند که حقیقت جو بی حجاب شده است حال آنکه همانگونه که در عکس معلوم است، او حجاب داشته است.
نوشتار حاضر، درصدد دفاع از حقیقت جو نیست چه آنکه او خود زبان و امکان بهره مندی از رسانه دارد و می تواند از خودش دفاع کند، بلکه دغدغه مطلب حاضر، حرکت شتابانی است که جامعه به ویژه جریان های سیاسی و رسانه ای به سمت سقوط تمام معیار اخلاقی آغاز کرده اند و این خبرسازی فقط مشتی است نمونه خروار که در آن، زنی با حجاب متعارف و روسری را بی حجاب معرفی می کنند تا در بین مخاطبان اصولگرای خود، شخصیت اش را لگدمال کنند و القا نمایند که اعضای فلان حزب آنقدر بی دین و ایمان هستند که حتی نماینده سابق شان در مجلس نیز، از خارج کشور، بی حجاب و با پوشش زننده می گردد!
اصلا بیایید فرض کنیم که حقیقت جو با دولت آمریکا واقعا علیه نظام جمهوری اسلامی همکاری می کند و یک جاسوس حرفه ای است. آیا حتی در چنین فرضی، حق مطلب این است که درباره او دروغ پراکنی کنیم یا آنکه حرف ها و کارهایش را مورد نقد قرار دهیم؟
متاسفانه وقتی اصول اخلاقی زیر پا گذاشته شوند و در حوزه دید سیاسیون و رسانه ها، چیزی به نام اخلاق وجود نداشته باشد، به هر کسی می توان تهمت زد، به راحتی می توان دروغ گفت، به سادگی می شود شایعه سازی کرد و به راحتی آب خوردن، می توان آبروی "خلق الله" را برد و بدتر از همه اینکه احساس شرمندگی حتی در نزد وجدان هم پیدا نکرد! و این بی تقوایی را حتی می توان با زناکار نامیدن زنان نیز ادامه داد.
به عنوان مثال چندی پیش، روزنامه اصولگرای کیهان که دو- سه هفته ای پیگیر اجرای حکم شلاق درباره یک مرجع تقلید به اتهام نسبت ناروا به احمدی نژاد بود، یک دختر ایرانی الاصل کانادایی را که در سال 2003 دختر شایسته کانادا معرفی شده بود را "روسپی" نامید.
روسپی یا همان فاحشه، به زنی گفته می شود که به تن فروشی می پردازد و به مردان مختلف در ازای پول "زنا" می دهد. اما چرا کیهان آن دختر را روسپی نامیده بود؟ چون او از جنبش سبز اعلام حمایت کرده بود.
کاری با موضع گیری سیاسی او و اینکه به عنوان دختر شایسته کانادا انتخاب شدن چقدر با فرهنگ ما همخوانی دارد یا ندارد، نداریم، فقط از کیهانیان شریعتمدار می پرسیم که آیا شرعا قادر به اثبات فاحشه گری یک زن در آن سوی دنیا هستند؟ آخر چرا یک انسان و یک مسلمان به حدی از سقوط اخلاقی برسد که به راحتی زن و دختر مردم را فاحشه و روسپی بنامد و این اتهام را در رسانه ها نیز منتشر کند؟
البته وقتی حقیقت جوی روسری بر سر، بی حجاب معرفی شود، لابد آن دختر بی حجاب ایرانی الاصل کانادایی هم باید فاحشه باشد!
در اینجا بی مناسبت نیست روایتی از امام جعفرصادق علیه السلام و حکایتی جالب و آموزنده را مرور کنیم.
شهید مطهری در کتاب داستان راستان به راوبطه دوستانه امام صادق و یکی از یارانش اشاره می کند و می نویسد که آنها به حدی با یکدیگر صمیمی بودند که مردم يكى از آنها را، بيش از آن اندازه كه به نام اصلى خودش بشناسند به نام دوست و رفيقش مى شناختند. معمولا وقتى كه مى خواستند از او ياد كنند توجه به نام اصليش نداشتند و مى گفتند: "رفيق ...".
ادامه داستان را به نقل از شهید مطهری بخوانید:
«آرى او به نام ((رفيق امام صادق )) معروف شده بود، ولى در آن روز كه مثل هميشه با يكديگر بودند، و با هم داخل بازار كفشدوزها شدند، آيا كسى گمان مى كرد كه ، پيش از آنكه از بازار بيرون بيايند، رشته دوستى شان براى هميشه بريده شود؟!
آن روز او مانند هميشه همراه امام بود، و با هم داخل بازار كفشدوزها شدند. غلام سياه پوستش هم در آن روز با او بود، و از پشت سرش حركت مى كرد. در وسط بازار ناگهان به پشت سر نگاه كرد، غلام را نديد. بعد از چند قدم ديگر، دو مرتبه سر را به عقب برگرداند، باز هم غلام را نديد. سومين بار به پشت سر نگاه كرد، هنوز هم از غلام - كه سرگرم تماشاى اطراف شده و از ارباب خود دور افتاده بود - خبرى نبود. براى مرتبه چهارم كه سر خود را به عقب برگرداند، غلام را ديد، با خشم به وى گفت :
"مادر فلان ! كجابودى ؟"
تا اين جمله از دهانش خارج شد، امام صادق به علامت تعجب دست خود را بلند كرد و محكم به پيشانى خويش زد و فرمود:
"سبحان الله ! به مادرش دشنام مى دهى ؟ به مادرش نسبت كار ناروا مى دهى ؟! من خيال مى كردم تو مردى با تقوا و پرهيزگارى . معلومم شد در تو ورع و تقوايى وجود ندارد."
- يابن رسول الله ، اين غلام اصلا سندى است و مادرش هم از اهل سند است . خودت ميدانى كه آنها مسلمان نيستند. مادر اين غلام يك زن مسلمان نبوده كه من به او تهمت ناروا زده باشم .
- مادرش كافر بوده كه بوده . هر قومى سنتى و قانونى در امر ازدواج دارند. وقتى طبق همان سنت و قانون رفتار كنند، عملشان زنا نيست ، و فرزندانشان زنازاده محسوب نمى شوند.
امام بعد از اين بيان به او فرمود: "ديگر از من دور شو."
بعد از آن ، ديگر كسى نديد كه امام صادق با او راه برود، تا مرگ بين آنها جدايى كامل انداخت.»
به راستی چه نسبتی می توان یافت میان رفتارهای برخی مدعیان شیعه گری امام صادق علیه السلام با روش و منش آن بزرگوار؟ و بازبه راستی اگر امروز امام زمان ظهور کنند، آیا بسیاری از رانده شدگان درگاه ایشان کسانی نخواهند بود که در کمال بی اخلاقی و بی تقوایی، ادعای دینداری شان گوش فلک را کر کرده است؟!
ای کاش سیاستمداران ما، هر چقدر که می خواهند بر سر همدیگر بکوبند ولی در میانه دعواهایشان "اخلاق" را سر نبرند و به نام دین و شریعت ، کامجویی و شهوترانی سیاسی نکنند.
+ نوشته شده در 88/08/30ساعت 7 بعد از ظهر توسط |


اینجا مصاحبه با دکتر تقی آزاد ارمکی، استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران را بخوانید


تعدادی از فعالان دانشجویی دانشگاه‌های شریف، امیرکبیر، تهران و علامه طباطبایی به دیدار خاتمی رفته‌اند. بخش زیادی از حرف‌هایشان این‌جاست . متن کاملش را در وب‌سایت باران می‌توانید بخوانید:
از دیدار شما عزیزان خیلی خوشحالم؛ معتقدم دیگران هم که در این نظام مسئولیت دارند چه خوب است حرف‌های همه را بشنوند. اگر ما بخواهیم جامعه را اداره کنیم باید رابطه را گسترده‌تر و وسیع‌تر کنیم نه اینکه از کانال‌های خاص این ارتباط وجود داشته باشد و مسئولان نباید انتظار داشته باشند که فقط آنچه مورد تایید آنهاست بیان شود؛ چون اگر آنها همه حرف‌ها را بشنوند شاید اصلاحات بزرگی در کار ایجاد شود.
این جلسات می‌تواند گره گشا و راه گشا باشد. با این حال متاسفانه برگزاری این جلسات محدودیت دارد که امیدوارم شاهد گشایش در این زمینه باشیم. متاسفانه این محدود کردن‌ها سبب شده است که احیاناً عکس‌العمل‌هایی که ما و شما نمی‌پسندیم در دانشجویان و دیگر بخش‌های جامعه پیدا شود. وقتی دانشجویان می‌بینند کسانیکه آنها می‌خواهند به دانشگاه بیایند، نمی‌توانند بیایند و حق ندارند صحبت کنند و دیگرانی می‌آیند و حرف‌هایی می‌زنند که مطابق برداشت اکثریت دانشجویان نیست با آنها برخوردهایی می‌شود که مورد قبول ما نیست.
منشا این مسائل چه بوده و چرا این چنین شده است؟ اگر شعاری در متن جامعه مطرح می‌شود که اکثریت جامعه نمی‌پسندند فوری نگوییم بیگانگان و دشمنان دخالت کرده‌اند. البته در فضای ناسالم دشمن هم سوء استفاده خواهد کرد ولی بعضی رفتارها عکس العملی است نسبت به رفتارها و سیاست‌هایی که اعمال شده است و اگر این سیاست‌ها نبود مطمئنا چنین عکس‌العمل‌هایی‌نبود.
اگر افراط و تفریط در جامعه پیش می‌آید معقول این است ما علل و عوامل پیش آمدن اینها را ببینیم و اگر واقعا دلسوز هستیم، در صدد حل آنها برآییم. با معلول برخورد کردن سبب می‌شود مشکل بسط پیدا کند و گسترش یابد. اگر حرکت و اعتراض آرام و مدنی، حق مسلم و قانونی مردم است، اگر در مسیر خود هدایت بشود می‌تواند اصلاح‌کننده بسیاری از امور باشد. اگر با این حرکت و اعتراض مدنی برخورد شود، ممکن است اعتراض مدنی به آن گستردگی وجود نداشته باشد ولی چون اصل تقاضا و طلب در جامعه وجود دارد و مورد سرکوب قرار گرفته است بصورت‌های دیگری بروز و ظهور پیدا می‌کند که آن وقت همه در این زمینه زیان می‌کنند.
در همین انتخابات اخیر اشتیاق همه اقشار بخصوص جوانان سبب شد انتخابات با شکوهی صورت بگیرد که اگر این امر نبود انتخابات شکوه نداشت و فراگیری حضور مردم در صحنه انتخابات نبود. نتیجه انتخابات مورد سئوال بسیاری از افراد جامعه بود. این سئوال با انکار آن از بین نمی‌رود یا امر باطل با فریاد کردن آن درست نمی‌شود، با برچسب زدن خائن،با برانداز و سرکوب کردن او، سئوالی در جامعه از بین نمی‌برد. باید بررسی کرد و دید که آیا این سئوال درست است یا خیر؟
مردم سالم‌ترین و نجیبانه‌ترین حرکت را از خود نشان دادند که نشانه بلوغ در رشد این ملّت است، صدها هزار نفر از مردم بسیار آرام و بدون ساماندهی آمدند و اعتراض ساده‌ای کردند ولی متأسفانه حوادثی که بدنبال آن پیش آمد سبب افزایش بی اعتمادی شد و نیز منشاء پیدایش یک نوع رگه‌هایی از حرکت‌هایی که سرانجامش معلوم نیست چگونه شود. هنوز هم راه برای درمان خدشه‌دار شدن اعتماد بخش‌های مهمی از جامعه بسته نیست.
همه تلاش من در این مدت چه در زمان مسئولیت و بعد از آن این بوده که به این موضوع بپردازم که جنبش ایرانی یک حرکت خلق‌الساعه نیست، یک التهاب عاطفی نیست که با یک انگیزه روانی به وجود بیاید و مثلا با ترس از بین برود، بلکه بسیار عمیق و گسترده‌ است اگر این را درک کنیم و بفهمیم کجا هستیم می‌توانیم به سوی آینده روشن حرکت مطمئن داشته باشیم.
امروز همان آدم‌هایی که برای انقلاب زحمت کشیده‌اند، مورد جفا قرار می‌گیرند و با یک جنگ روانی و ایجاد فضای امنیتی به عنوان دشمن و منحرف معرفی می‌شوند و با آنها برخورد می شود البته هر نظامی با کسانی که قصد براندازی دارند باید برخورد کند ولی با خود افراد که درون نظام هستند نباید چنین برخوردی کرد. دور افراد خط کشیدن و دایره خودی را محدود کردن و بخش‌های مهمی از جامعه را خارج از دایره خودی معرفی کردن بی‌انصافی است. این رفتارها باعث می‌شود اصل مساله زیر سئوال برود.
ما باید روی اصول و معیارهای خودمان بایستیم. البته نمی‌خواهیم خشونت باشد، می‌خواهیم طوری باشد که مردم به نظام اعتماد داشته باشند، حکومت به مردم اعتماد داشته باشد که متاسفانه این امر لطمه دیده است و این برای ما مشکل است و بیشتر هم دست حاکمیت است که آن را تغییر بدهد.
نمی‌شود فضای دانشگاه را بست، دانشگاه باید نقد کند انتقاد کند و آزاد باشد، دخالت نیروهای خارج از دانشگاه در دانشگاه غلط است.
با این روش مدیریت نتیجه کار هم معلوم است، این نتیجه باید تغییر کند، آن‌وقت این همه هزینه بپردازیم برای تداوم همین روش و اگر کسی گفت این کارهایی که می‌شود بر خلاف مصالح انقلاب و کشور و خلاف موازین قانون اساسی و مصلحت تک تک افراد است باید تغییر بکند، او را برانداز معرفی کنیم؟
همه باید تلاش کنیم جامعه از این وضعیت امنیتی-نظامی بیرون بیاید.صحبت کردن نباید هزینه داشته باشد.
اگر ما بخواهیم در عرصه حضور داشته باشیم باید انتخابات هم از نظر ضوابط و هم از نظر اجرا طوری باشد که اطمینان‌بخش باشد و اگر نباشد دیگر حضور ما معنا ندارد، بر فرض که، مردم را دعوت کنم به حضور در انتخابات؛ چه کسی پای صندوق‌ها می‌آید؟اگر دلشان می‌سوزد و ما هم می‌خواهیم مردم بیایند باید وضعیت سیاسی و نحوه برگزاری انتخابات تغییر کند و این تغییر دقیقا در چارچوب قانون اساسی و نیز معیارهای اصیل انقلاب اسلامی مردم است، ما مردم‌سالاری به معنای واقعی‌اش را می‌خواهیم که انقلاب نوید آن را داد.
کاش حاکمیت می‌گفت آقای موسوی بیا به صحنه و این جنبش را مدیریت کن که جنبش از مسیر خودش منحرف نشود نه اینکه این همه محدودیت ایجاد شود و این حجم ناسزا گفته شود.
+ نوشته شده در 88/08/28ساعت 8 قبل از ظهر توسط |

از آن روز پاييزی - داستان کوتاه را اینجا بخوانید

در ادامه حوادث پس از انتخابات در کشور اخبار جسته و گریخته حکایت از گسترش اقدامات بخش اقتدارگرای حاکمیت در بازداشت دانشجويان و سرکوب جامعه دانشجویی کشور دارد ؛ حال آنکه چنبش های دانشجویی و فضای انتقادی که جامعه دانشگاهی به وجود می آورد می تواند یک پارامتر موثر در شناسایی نقاط ضعف بارز نظام حکومتی و مایه تقویت درونمایه های مثبت آن باشد .  وقتی حکومتی به سرکوب جنبش دانشجویی روی می آورد  در واقع انتقاد پذیری خود را آشکار می نماید . حال آنکه تردید نمی توان داشت که ادامه سیاست سرکوب تحت هیچ عنوان منجر به تثبیت سیاست های نظامی و امنیتی در پیش گرفته شده توسط این جناح نمی شود و بیش از پیش موجب ریزش طرفداران جامعه اصول گرایان و بیشتر زیر سوال بردن مشروعیت جریان اقتدارگرا در کشور خواهد شد . آیا این ره که اقتدار گرایان در پیش گرفته اند به ناکجا آباد نیست ؟

+ نوشته شده در 88/08/24ساعت 9 بعد از ظهر توسط |

مطلبی "به مناسبت سالگرد تولد پدر شعر نو پرداز ایران " اینجا را کلیک کنید

+ نوشته شده در 88/08/23ساعت 2 بعد از ظهر توسط |


"چشم‌هایش "بزرگ علوی؛ گزینشی میان عشق یا سیاست" از اینجا

 

پس از بارندگی هایی که ظرف ده روز گذشته اتفاق افتاده ، نتیجه ای که از خود به جای گذاشته ؛ دیدنی ستودنی و مسحور کننده است . گرمای هنوز جانبخش  خورشید و وحدت اجزای دیگر طبیعت با آن  ، دارد همه دشت ها و کوه ها را سبز و سر سبز می کند و با طبیعت رنگا رنگ برگ های پاییزی درختان تابلوی زیبایی به وجود آورده اند که در کمتر پاییزی می توان آن را مشاهده کرد .


پی نوشت سیاسی به نقل از پارلمان نیوز :

آیا رسانه میلی، رسانه ملی می‌شود؟ ضرغامی:مشكلی با آمدن موسوی و كروبی به تلویزیون ندارم رئیس صدا و سیما درباره حضور موسوی و كروبی در صدا و سیما گفت:«اگر در چارچوب دموكراسی قواعد كلی بازی را رعایت كنیم و فضاهای موجود از بین برود و جامعه آرام شود، من هیچ منعی ندارم كه این افراد در صدا و سیما حضور پیدا كنند. زیرا من به آقای كروبی علاقه دارم.ی‌شد، از صدا و سیما دفاع می‌كردند و اگر این فضا برطرف شود دست ما بازتر است.»

+ نوشته شده در 88/08/20ساعت 8 بعد از ظهر توسط |

آقا روزگار خيلی عوض شده - داستان کوتاه  را اینجا بخوانید

 

نقل از سایت اینترنتی  سر خط
 
ایلنا: آیت‌الله مکارم شیرازی خطاب به رییس قوه قضاییه گفت: مردم در انتظار محاکمه مجرمان کوی دانشگاه و زندان کهریزک و مجتمع سبحان هستند. به گزارش ایلنا به نقل از خبرگزاری رسا،‌ آیت الله مکارم شیرازی در دیداری که با حجت‌الاسلام گرکانی ریاست دیوان عالی کشور داشت به وی گفت: سلام مرا به آیت الله آملی لاریجانی برسانید و بگویید که مردم در انتظار محاکمه مجرمان کوی دانشگاه و زندان کهریزک و مجتمع سبحان هستند. لازم است هر چه زودتر اقدام فرمایید تا اعتماد مردم خدای نکرده به دستگاه کم نشود، به یقین اینگونه محاکمات شجاعت می خواهد
+ نوشته شده در 88/08/17ساعت 8 بعد از ظهر توسط |


سوهانِ روح و جانِ هر انسان ، تبعيض است

آنچه  قابل تحمل هرگز نيست ، تبعيض است 

هر کجا پانهاده است تبعيض ، مروت نيست

مايهء هر چه بغض و کين ست ، تبعيض است

بخش کردنِ مردم به خودی و غيرِ خودی ، تبعيض است

ناديدنِ حقوق ِ زنان در جهانِ رو به پيشِ امروزين تبعيض است

آنچه نفرت انگيز تر از هر چيزست ، تبعيض است

هر کجا عدالت نيست ، تبعيض است

دشمنِ هر پير و هر جوان تبعيض است

                                                                           برگزيده از جلد سوم مجموعه

                                               " شکوه و رمز و راز طبيعت و انسان "

                                                              اثر " جان شيفته "


شکوه راز و رمز طبیعت و انسان/ شهروز اقبال زاده/ نشر امین دژ

 

اولین دفتر شعر شهروز اقبال‌زاده، با بیش از سی شعر نو، دربر گیرنده‌ی مضامین و واکنش‌های شاعر به جهان پیرامونش است و از این منظر اشعار اغلب در فضای طبیعت می‌گذرند. طبیعتی که بستر حیات انسان مدرن و تنهای امروزی ست و نیز بستر تجلی اندیشه‌های شاعر.

"زاگرس و زیبایی ِ بی‌مانند

افسانه‌های ِ ماندگار ِ عشق

داستان‌های ِ جان‌پرور و لطیف

از عشق‌های ِ بلندآوازه

..."(از شعر بلند زاگرس)

 

 نقل از وبلاگ داستان/ مقاله و روزنامه اندیشه نو

علاقمندان در تهران می‌توانند برای تهیه کتاب به کتاب فروشی ماندگار واقع در پاساژ فروزنده - طبقه اول ( بالای همکف ) - خیابان انقلاب روبروی درب اصلی دانشگاه تهران مراجعه فرمایند
+ نوشته شده در 88/08/14ساعت 9 بعد از ظهر توسط |

نمی داند تا چه اندازه علاقمند یا آشنا به رویدادهای تاریخ معاصر خصوصا حوادث سیاسی که در کشورهای مختلف در حال توسعه ظرف شصت سال گذشته روی داده است ؛ هستید . اما اگر کمی به سرگذشت حکومت ها و مردمی که در ظرف این مدت در کشورهای مختلف زیسته اند . نگاه کنید متوجه خواهید شد که نظاميان  علیرغم اینکه در اینگونه کشورها بسیار بر سر کار بوده اند ؛ هیچگاه حکومتگران موفقی نبوده اند ، مگر اینکه لباس و رویه نظامیگری را به طور کامل کنار گذاشته باشند و به ابزار دیگری غیر از نظامی گری که ابزار آن فقط زور است و تحکم و سرکوب روی آورده باشند . فرقی نمی کند که این نظامیان تحت لوای حمایت از توده های میلیونی مردم زحمتکش بر سر کار آمده باشند و یا با ادعای دفاع از منافع ملی و دموکراسی  و  یا دفاع از دین و آیین و ارزش های مردم را هدف خود اعلام کرده باشند . نگاهی به کشورهای همسایه  نظیر عراق ، پاکستان و تر کیه و افغانستان بیندازید یا به کشورهای آفریقایی  یا به  کشورهای آسیای جنوب شرقی یا به آمریکای لاتین ؛ چندان فرقی نمی کند . در هر حال عمر حکومتهای مبتنی بر نظامیگری و اعمال قدرت سرکوبگرانه نظامی اگر به دو دهه هم رسیده باشد . دست آخر مجبور شده اند ، حکومت را بگذارند و  با رسوایی و بد نامی بروند دنبال کار خودشان  و اگر با مردم  کشور خود بد تا کرده باشند  که معمولا چنین بوده است. حتی اگر مانند پینوشه به سن نود سالگی هم رسیده باشند . با طعن و نفرین  آنها و جهانیان و دادگاه های بین المللی روبرو بوده اند . حیف است که  نظام و نظامیانی که رگ و ریشه مردمی دارند و از میان مردمی مومن و با ایمان و برای خدمت به آنان پا به عرصه سیاست نیز گذارده اند . نسبت به این همه تجارب آشکار و روشن که در عرصه بین المللی در تاریخ معاصر وجود دارد . بیتفاوت بمانند و به راهی بروند که آخر و عاقبت خوبی نه برای آنان و نه برای کشور به دنبال دارد . بی هنری است اگر جماعتی که تا چند ماه پیش محبوب قلوب بسیاری از آحاد مردم بوده اند . بتدریج کاری کنند که در مدارسی که نوجوانان مشغول تحصیلند و یا در دانشگاه ها که بسیاری از جوانان کشور  در آنجا مشغول تحصیلند و یا در خیابانها با شعارهایی روبرو شوند که نشان از جدایی افتادگی آشکار میان ایشان و مردمی دارد  که تا دیروز یار و یاور یکدیگر بودند. باور کنید آزموده را آزمودن خطای بزرگی است و ابدا نشانه درایت  و توانمندی نیست . تا دیر نشده باید جنبید . باید برخی اوقات از دفاتر و پادگان ها یی که  انسان صاحب مقام در آنجا از قدرت و احترام بیحد برخوردارست و دچار نخوت و غرور خود بزرگ بینی می شود ؛  بیرون  آمد و بدون لباسها و عناوین زرق و برق دار با لباس هایی معمولی به میان مردم رفت تا حقیقت را چنانکه هست دریافت  و از جلال و جبروت قدرت مدارانه فاصله گرفت . تا احساس قدرت مطلق داشتن انسان را آنچنان مست و سرمست ننماید که از دیگر جوانب حقیقت غافل بماند  .چون  ماندن  در دفاتر و  محیط های بسته ای که  همیشه  انسان تنها  بخشی از واقعیت  را در می یابد  به تدریج و اندک اندک انسان  ممکن است تک بعدی و قدرت مدار  و خود محور بشود . 

+ نوشته شده در 88/08/14ساعت 6 بعد از ظهر توسط |

نقل از سایت اینتر نتی شفاف
در حالی كه صبح امروز برخی رسانه های خارجی نظیر شبكه العربیه و خبرگزاری رویترز مدعی حصر خانگی میرحسین موسوی شده بودند، یك منبع آگاه در فرهنگستان هنر در گفتگو با "آینده" این خبر را تكذیب كرد.
بنا بر كسب اطلاع از فرهنگستان هنر صبح امروز دهها موتورسوار با لباس شخصی در مقابل هر دو در فرهنگستان هنر تجمع كرده و به شعار علیه موسوی پرداختند . در همین حال گروهی از لباس شخصی ها به داخل فرهنگستان هنر هجوم بردند كه در لحظه تنظیم خبر این افراد از محوطه ی فرهنگستان هنر عقب نشینی كرده اند اما اتومبیل حامل میرحسین موسوی كه قصد خروج از فرهنگستان را داشت، با ممانعت پرحجم این نیروها نتوانست از فرهنگستان خارج شود.



                                                                                                                                                                                                              
+ نوشته شده در 88/08/13ساعت 7 بعد از ظهر توسط |


ما گدایانِ خیل ِ سلطانیم
بنده را نام خویشتن نَبوَد گر برانند و گر ببخشایند چون دلارام می​زند شمشیر دوستان در هوایِ صحبت یار مَر خداوندِ عقل و دانش را هر گُلی نو که در جهان آید تنگ چشمان نظر به میوه کنند تو به سیمایِ شخص می​نگری هر چه گفتیم جز حکایت دوست سعدیا بی وجودِ صحبت یار ترکِ جان عزیز بتوان گفت                  

شهربندِ هوایِ جانانیم هر چه ما را لقب دهند آنیم رَه به جایِ دگر نمی​دانیم سر ببازیم و رُخ نگردانیم زر فشانند و ما سر افشانیم عیبِ ما گو مکن که نادانیم ما به عشقش هزاردستانیم ما تماشاکنان بستانیم ما در آثار ِ صنع حیرانیم در همه عمر از آن پشیمانیم همه عالم به هیچ نستانیم ترکِ یار ِ عزیز نتوانیم
+ نوشته شده در 88/08/13ساعت 1 قبل از ظهر توسط |